اگه تورو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو میشمارم
منو ببخش اگه بهت خیلی میگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل میچینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب میبینم
اگه تورو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من اگه فقط یه آدمم
منو ببخش اگه برات می میرم و زنده میشم
اگه با دیوونگیام پیش تو شرمنده میشم
منو ببخش اگه همش میسپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما
منو ببخش من نمیخوام تو رو به ماه نشون بدم
نشونیتو نه به شبو نه دست آسمون بدم
منو ببخش اگه میخوام تو رو فقط واسه خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم
اگه تورو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
رفتی نموندی بی وفا انگار اثر نداشت دعا
قلب منو شکستی ها
غصه نخور فدای سرت
گفتی که چاره سفره
گفتی دعا بی اثره
نگاهم هرروز به دره
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشات مث همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمی میری برام
آغوش تو برای من انگار دیگه جا نداره
دوستم نداری میدونم این دیگه اما نداره
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشات مث همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمی میری برام
شبای تاریک و سیاه ماهو صدا نمیکنی
قفل سکوتو دیگه با معجزه وا نمیکنی
رفتی نموندی بی وفا تنهایی سخته به خدا
باز زیر قولت زدیا
غصه نخور فدای سرت
گفتی نه فکر رفتنی نه اهل دل شکستنی
دلی نمونده بشکنی
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
امروز مثل هميشه دلم برات تنگ شده !
وقتي به قاب عكس روي ميزم نگاه مي كنم .
به خودم به خودت ، دلم برايت تنگ ميشه
وقتي گريه هامو ، گريه هاتو مي بينم دلم برات تنگ ميشه
كاش فقط يكبار
فقط يكبار ديگر
بخندي !
آنوقت :
از خورشيد مي خواهم طلوع نكند !
از ماه مي خواهم در نيايد!
فقط از ابر مي خواهم گريه كند !
براي من
براي تو
براي جدايمان
امروز باز هم دلم برايت تنگ شده !
براي جدايمان
براي دوستيمان
براي صداقتت
براي شهامتت
براي شجاعتت
براي محبتت
براي..........
كاش دلم برايت تنگ نمي شد !
كاش اينقدر ضعيف نبودم !
كاش اينقدر ضعيف نبودي !
دلم برايت تنگ شده !
براي عشقمان
براي شوق ديدار دوباره ات
براي شروع يك روز
براي دوباره ديدنت
براي...........
خيلي دلم برايت تنگ شده (((((((آفتابگردان عاشقم)))))))
ستاره اي چشمك زد افتابگردان سرش را به زير افكند گلها خيانت نمي كنند
من از نهايت تاريكي ميزنم
اگر به خانه من آمدي
براي من اي مهربان چراغ بيار
و يك دريچه كه از آن به ازدحام كوچه خوشبخت بنگر
میرم پشت ابرها و گریه میکنم
پس هر وقت بارون میاد بدون دلم
برات تنگ شده ............!!!
روزي كه به دنيا اومدي بارون مي اومد ولي
هوا ابري نبود.
مي دوني چرا؟
چون فرشته ها داشتن گريه مي كردن
چون يكي از اونا كم شده بود
در عکس چشمان تو
خواب های من پیداست .
در شبیه پوست من
شب ها
چیزی شبیه خواب های تو می چرخد
هر شب به خواب هایم بیا
تا عکسمان هی به هم شبیه تر شود
غمگيني را من پري كوچك
و دلش را در يك ني لبك چوبين
مي نوازد آرام آرام
طلوع کن طلوع کن
که بودنم تازه کنی
دست مرا بگيری و
با بوسه
اندازه کنی
لحظه ی ديدار نــــــــــــــــزديک است
اگه قرار بود چیز دیگه ای باشم
دوست داشتم اشک باشم
می دونی چرا ؟؟ تو چشمات متولد شم رو گونه ات زندگی کنم
وقتي در آغوشم بودي قطره اشكي بر گونه ات لغزيد خواستم با
انگشتانم آن قطره اشك را پاك كنم
اما ...!
آن قطره اشك برايم آشنا بود ...آشنا بود ... ؟
يادم آمد ...!
آن هنگام كه خداوند تورا مي آفريد خاك تو را با اشكهايم
سرشت!!!
راستي به گونه هاي خيس من نگاه كن!!
اشكهاي من براي انگشتانه تو آشنا نيست
کاش ميشد پرنده بوديم
تو دست آسمون
تا براي هم ميساختيم
از پرامون آشيون
من براي تو ميساختم سقفي از بال و پرم
تو ميذاشتي عاشقونه پرت و زير سرم

عشق من گوش کن ، حرف آخرم با توست :
هر بامداد ، با یاد روی تو
گلهای یاس را پرواز می دهم
به شهر فرشتگان ،
تو یک فرشته ای که تنها میان جمع ،
افتاده ای به بند
تنهایی ترا ،
دیشب کبوتری از پشت شیشه های اتاق محقرم ،
فریاد کرد و رفت
ای دستهای تو سرشار از خدا ،
ای چشمهای تو لبریز رنجها ،
بر خیز و بال خویش بگشای سوی عشق
که در آن دیار پاک
یک خسته دگر ،
در انتظار توست

نمی گم عوض شدی نه تو هنوزم مهربونی
حدسش و زده بودم نمی خوای پیشم بمونی
روزای اول این عشق اشتیاقت تازه تر بود
حالا با صد تا التماسم واسه من شعر نمی خونی
بعضی وقتا اگه حرف و خبری جایی نباشه
نمی ری سراغ قصه های خودمونی
گفتی تنها نامه من تو دس همه ست عزیزم
نامتو من بفرستم حالا به کدوم نشونی
بنویسم روی پاکت با یه تیکه یاد غربت
برسه به یه ستاره به یه عشق آسمونی
پشت پنجره نشستم واسه تو می نویسم
که شاید رد شه از اینجا سایه محو جنونی
یه روزی خوندم یه جایی از عزیز بی وفایی
واسه دوام یک عشق عاشقو باید از خودش برونی
بهترین جمله دنیا فکر کنم همینه زیبا
عمری دنبالت تو بودم اونی که می خوای همونی
صبر و حوصله نداشتن عادت همه ست عزیزم
تو که نیستی مثل اونها تو خود رنگین کمونی
نه جواب نامت این نیس اونو بعدا می نویسم
که سلام گلدونا رو به گلاشون برسونی
گفتم اینو بنویسم که دوست دارم عزیزم
بیشتر از تو می دونم من که تو اینو نمی دونی
سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي
فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي داره
من همون كسي هستم كه بيشتر از همه دوست دارم
ستاره ها را هر شب می بينم
با اينکه خيلی دورند
ولی تو را در روز هم نمی بينم
کاش ستاره بودی

هوايی که تو توش نفس ميکشی
عطر گلش به آسمون ميرسه
کسی که ديوونه ی چشمات ميشه
مثل من آخر به جنون ميرسه

با هزار و يک ترفند...
شاخه گلی مصنوعی را
در ميان گلهای شاداب گلدانت
پنهان کردم
![]()
و بر دفتر خاطراتت نوشتم:
تو را دوست خواهم داشت
تا زمانی که آخرين گل پژمرده شود...





وقتي گريه ميكنم تو را در ميان اشكهايم ميبينم ......اشكهايم را پاك ميكنم تا كسي تو را نبيند...
پاييزو دوست دارم چون فصل غمهاست...غمو دوست دارم چون اشك دلهاست...اشك و دوست دارم چون نداي قلبهاست...قلبمو دوست دارم چون اسم تو روش هك شده...ولي تو رو دوست دارم بي انكه بدانم چرا؟



